درسی برای زندگی""""
فکر کنم
به بوی عطر تو حساسیت دارم،
همین که در ذهنم می پیچد
از چشم
اشک می آید...
آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد
مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود...
من درد میکشم
تو اما چشم هایت را ببند!
سخت است بدانم میبینی و بیخیالی...
وقتـی یه زن ســیگار کشید
یعنــی دیگه گریه جواب نمیده
و وقتی مــردی اشک ریخت
بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته.....!
مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش
" زود برگرد "
طاقت دوری ات را ندارم ....
مـــن مــــــی روم !
تـــو مـــــی مــــانــی
بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات . . .
راســتـــی آن روز کـــــه
دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست ؟
از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن
از "ماندن" که چیزی نمیدانی
لااقل...
درست " رفتن" را یاد بگیر...
گاهی دوست دارم بدون پک زدن ، فقط بنشینم و نگاه کنم که
سیگارم چگونه میسوزد
...
شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من ؛
شاید آخر قانع شدم! ... .
دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد...
آنقدر که یادم نرود ،
به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم...
آنقدر که یادم نرود ،
به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم...
عشق فراموش کردن نیست،بخشیدن است گوش کردن نیست
درک کردن است دیدن نیست، احساس کردن است ...
جا زدن و کنار کشیدن نیست
صبر کردن و ادامه دادن است، حتی تنها ...!!!
وقتى کسى تصمیم میگیره بره ؛
حتى اگه نره ،
دیگه پیشت نیست
… !!!
دل من در سبدی...
عشق به نیل تو سپرد...
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد
عشق به نیل تو سپرد...
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد
کودکی ام را دوست داشتم.
روزهایی که به جای دلم
سر زانوهایم زخمی بود ...
حسین پناهی

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند
!
اما
...
از چشـــــم هایشان معلوم است ؛
که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ،
گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته
...
زمان هیچوقت دردی را دوا نمیکند
!
این ما هستیم ؛
که به مرور به درد عادت میکنیم
... !!!
آنهایی که بی عاطفه هستند ؛
روزگاری بسیار عاشق بوده اند ... !!!
کمی صبر کن
حوصله کن
پایان کتاب را با هم خواهیم خواند.
حالا بخواب
تا فردا صبح
فرصت برای گریستن بر این روزگار بسیار است!
سید علی صالحی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19:7 توسط M@jeeD
|













رمقی برای نوشتن ندارم