چند بسته فلوکسیتین 20 برای چند لحظه صبوری ام

کافی ست رویا ؟
چند پاکت سیگاربرای فراموش کردن روزهایی که دود شدند؟

چند مرتبه دوش سرد
برای فرونشاندن هیجان مرگ در خونم؟














کاش همه یه " تو " داشته باشیم !



" تو " نه شما .... که مطمئنم زندگی همه مون پر از شما های زیادی هست.














هیچوقت نفهمیدم چرا درست همونی که فکر میکنی
باهمه فرق داره
یه روز مثل همه تنهات میذاره













غصه مــــرا خورد...

وقتی دیدم
دست به سینه ایستادی...!
تمام راه را
برای اغوشــــــت
دویـــــــــده بودم .........













کاش کمی وجدان درد داشتی
!
تا تمام درد های مرا می فهمیدی...!















در ساحلی می نشینم که قرار هر روزمان بود


همینجا ... همین ساعت...

من آمده ام اما تو نیستی...

یادم تو را فراموش...














دلــــــــم یکــــــــ اتفــــــاق...
نـــــــــــــه!
یکـــــــ معجـــــزه مــــی خــــواهـــد
کـــه ســرم را بــه شـــانـــه تـــــــو بــرســانــد
و ...
بـبــــــــــارم همــــه ی ایـــن ســـالهــــا را ...!





Click here to enlarge








میدانی عزیزم؟
پریدن ربطی به
بــــــــال
ندارد
قلبـــــــــ می خواهد
...








Click here to enlarge









داستان ِ شیدایی ام را
هزار بار
برایت
از اول تا آخر
خوانده ام
اما هنوز هم
دل در گرو
قصه های ِ دروغین ِ چرب زبانان میدهی...









Click here to enlarge









فکر گذشته های تلخ و احمقانه
انگشت کردن در حلق و
بالا آوردن!!!








Click here to enlarge








عـــزیزم !!
تا به کی تو را به مانند بت بپرستم
و تو
آرزوی بنده عاشقت را
برآورده نکنی !!
من هم دلی دارم ، عزیزم
.
.
.
!!









Click here to enlarge









گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ
و نفسی تــازه کنمـــ ...
گــرد گــرد استـــ
این زمین..
ایــنــ روزگــــار ...








Click here to enlarge









میدانــی !!!
عجیبـــــ ∙درد ∙دارد ...
مرهــم باشــی و ∙دور ∙ باشــی !!!
...
درست مثل ِ نوشدارو پس از مرگ ِ سهراب !!!









Click here to enlarge









این هــُرم ِ تابستــــان نیست ..
دوست داشتن ِ تو است که زمین را گـــرم میکند !


















من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم...









xby41rjp6sk8d7himr12.jpg







آرزو دارم سایه ای باشی

بر سر لحظه های بی پناهم

همسفرم شوی در سکوت جاده ی تنهایی

تو ناز من هستی و من نیاز توام

سوز نهان در ساز توام

آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی

برای هم باشیم

همچون آینه

صداقت را نثار همدیگر کنیم . . .







Click here to enlarge








من اگه خدا بودم...


اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم...








Click here to enlarge







هر روز تكراریست
صبح هم ماجرای ساده ایست
گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند




Click here to enlarge








رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.

خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!

کم آورده ام ...!








Click here to enlarge







این روزها
آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را
فرصتی برای
خشک شدن نیست
















محکم در آغوشش بگیر ، صورتش را نوازش کن ، از خوبی هایش در گوشش بگو ...
زن است دیگر ، دوست دارد ...
با همه زن بودنش ،
به آغوش گرمت نیاز دارد ...








Click here to enlarge








همیشــــ ـــ ـه از آمدن ِ نــ بر سر کلماتــــــ ـــ ـ مـی ترسیــدَم !
نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ...
نـ ماندن ِ تو ...
.
.
.
کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ
و خبــری مـی داد از
نـ رفتن ِ تـــو ..

















من بی صدا اشک میریزم ،
برای عکاسم می خندم ،
دورم را شلوغ کردم ،
خنده هایم مصنوعی ،اما بلند ....
... تا تو خیالت راحت باشد ...
و
همین که صدای خنده هایت را از دور می شنوم، کافیست ....
تو فریاد اشک های مرا نشنو ...!



















می آزارد مرا نگاه آدم هایی که
وسعت دیدشان به اندازه ی یک اتاق کوچک است
اما وسعت سخن پرانیشان دنیا را در بر می گیرد...

















عشـــــــــ ـــق
همین خنده های ساده ی توست
وقتی با تمام غصه هایت میخندی
تا از تمام غصه هایم
رها شوم ..
















خـسـتـه‌تـر از آنـم

کـه لـیـوانـی چـای

آرامـَم کـنـد..

آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـی‌خـواهـم

... در جـنـگـلـی نـاشـنـاس

وقـتـی کـه آسـمـان

از لا‌بـه‌لای شـاخـه‌هـا

سـرک مـی‌کـشـد . .






lovepics14.jpg







می گـفتـی
گـذشتهـ هآ گذشتِهـ !
نیستــی بـبینــی
مــَن
 هنــوز غَــرق گذشتهـ ای هَســتمـ کِهـ نمیـگذردـ...!















میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه... ؟
اینکه هر کاری در توانِت هست..
براش انجام بدی،بعد برگرده بگه... :
مگه من ازت خواستم











یه قلپ قهوه یه کم تو , یه چنگال کیک یه کم تو , ..
.ببین خودت را کجاها که جا نکردی . . .








0r5ehtujyrxyfi2zmrck.jpg





چــﮧ خوش خیال استــ ! ،
فاصلـﮧ را مےڪَویـґ ،

به خیالش تو را از مـטּ دور ڪرده
 نمےداند جاے تو امـטּ استــ ❥ ،
 اینجا در میاטּ {❥دلِ❥ مـטּ} . . .







4.jpg








دلـــت را

جــایـــی حـــوالـــی خـــدا " چهـــــــ ـار میــخ " کـــن

تـــا بـــا رفــتـــن ایـــن و آن

در نــــــرود





Click here to enlarge








دلــواپــسی هــایــم را خــلاصــه کــرده ام
در لــورازپــام هــای بــی خــاصیــت
کــه خــواب را شــرطی کــرده اند
امــا تــو را نــه!








Click here to enlarge








و جهان را
توی جیبم می گذارم .
...
..
.
"تو" فقط چند سانتی متر
از من دوری!




Click here to enlarge








باز هم تو را در تَلاطمِ نُت‌ها ،
گُم کرده‌اَم
بی تو ،

غَریب می‌نَوازد دلم !







Click here to enlarge








میدانی...
یک وقتهایی باید روی یک برگ کاغذ بنویسی: تعطیل است...
و آن را بچسبانی پشت شیشه افکارت و به خودت استراحت بدهی..
دراز بکشی..دستهایت را زیر سرت بگذاری..
بیخیال سوت بزنی..
به آسمان خیره شوی..
در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند..
با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند








Montakhab12_021.jpg







بـ ـه تـ ـه سیـ گارهـ ـایتان احتـ ـرام بـ گذارید!!!!!
نــ ـیندازیدشان زیر ِ پـ ـا...
چـ ـرا آدم هـا عادت دارند
هـ ـرکه بـ ـه پـ ـایشان سوخت را
می اندازند زیر ِ پا؟!







95760630388951007340.jpg







تــاوان حرفـهایی كه نمی تونی بـگی
تــــــارهای سفیـــــــدیـه كه یه شَبـه
لابلای موهـات به وجــــود میــــــاد !!






Click here to enlarge










عقــل میگــه بایـد تـموم شــه، دلـــم مـُــدام تــِکــرار میکنـد:
صبـــرتــــ کـــه تمـــام شـد، نـــــَرو!
معــرفــتــــ تـــازه از آن لـحظـــه آغـــاز میــشـَــود . . .!!!!!






Click here to enlarge










بهـ راستیــــ
پایانیــــ از اینــــ تـراژدیـکــــ تـر ...!
تـو راهـتـــ را بگیـریــــ و برویــــ
منــــ راهـــمـ را بگیـرمـــ و برومــــ
آنچنانــــ کهـ حتیـــ چیزیــــ باقیـــ نمانـد
برایــــ عبرتــــ دیگرانــــ...







Click here to enlarge







تنهـ ـایی من
عمیق ترین جای دنیاسـ ـت !
تَــه ندارد . . .
برادران ِ یوسُـ ـفـ همـ
ترسیدند از عمق چاه تنهایــی امـ . . .
به دنبال ِ چاهـی دیگر رفتند ! .















همهــــــــــ چــــــــــیز تغییــــــــــر کرد
حتی آهنـــــــــــگ لولـــــــــــای در
بعد از رفتنتــــــــــــــــــ !!!!!!!!!!!!!!

















من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم
که تو دلتنگم شوی
و محکم در آغوشم بگیــری
و شیطنت وار ببوسیم
و من نگذارم
.....
بوسه با لـــجبازی
بیشتر می چسبـــد ....


















یــــک کلام
بگو نمیخواهمتـــ
گوشمــ را
از عذرخواهیـ هــــای پـــی در پـــی
پـــــر نکن
!

















عشق یعنی اینکه وقتی می خوای برسونیش
بزنی رادیو پیام ببینی کدوم مسیر شلوغ تره


















دست هایم به آرزوهایم نمی رسندآرزوهایم بسیار دورند
ولی درخت سبزممی گوید
امیدی هست، خدایی هست
این بار برای رسیدن به آرزوهایم
یک صندلیزیر پایم می گذارم
شاید این بار
دستم به آرزوهایم برسد


















تقصیر من بود
که سراغ سایه را از خورشید می گرفتم
و سراغ تــ ــو را
از وسعت دور دریاها
سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم
که هرگز تــ ــو را
حتی به خواب عبور هم ندیده بودند
تقصیر من بود
که نامت را با عطر ستاره
بر بالش شب می نوشتم
تا آسمان خواب هایم
بوی تــ ــو را داشته باشند
تقصیر من بود
که برای آمدنت فال می گرفتم
نباید گره خیال را و خاطره را
از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردم
که رویای آفتابی تــ ـــو
برای یک عمر عاشق ماندنم
کافی بود !!!














عآشقآنه تکرآر مےْشوند
و پی در پی ؛
سِکآنسْهآے دو نفره ے ما
!
















گـــُلم از مَن دُوری !

امّا بِه تـُو اندیشیــدَن را ، عـ ـادَتی ساختـِه ام بَهــرِ تَنـــهاییِ خویـــش














پاڪِــ تــرین هــوای دنــیاهــوایــیاســتڪـه در وجـــودمــاست !
چــرا ڪِـه هــر لـحـظـــه دلـــمــان هـــوای هـــم را مـیـــکنـــد . . .



















دسـتـــانـت را در برابــرم مـشـت مـیـکـنــی
مـیـپــرســی : گـــل یـــا پــــوچ ؟

در دلــــم مــی گـــویـــم

فـقــط دسـتــانــت
















عمیق ترین درد زندگی ؛
دل بستن به کسی است که
بدانی به تو تعلق ندارد !!!


















هرچقدر هم بگویی مردها فلان،
زن ها فلان.
تنهایی خوب است،
دنیا زشت است...
آخرش روزی قلبت برای كسی تندتر می زند.
















به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک راتـرک می گـویــددل ، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی !

















بهـ راستیــــ
پایانیــــ از اینــــ تـراژدیـکــــ تـر ...!
تـو راهـتـــ را بگیـریــــ و برویــــ
منــــ راهـــمـ را بگیـرمـــ و برومــــ
آنچنانــــ کهـ حتیـــ چیزیــــ باقیـــ نمانـد
برایــــ عبرتــــ دیگرانــــ.




















گاه یك سنجاقك
به تو دل می بندد
و تو هر روز سحر
می نشینی لب حوض
تا بیاید از راه
از خم پیچك نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا كه از قطره آب كف دستت بخورد
گاه یك سنجاقك
همه معنی یك زندگی است



















حــــــرف تــــــو که میشــــــود ؛
مــــــن ...
چقــــــدر ناشیانه ,

ادعــــــای بی تفاوتــــــی میکــــــنم ... !!!


















نمیــــگـــذاشتـــم بـــه آســـــانی ...
دلــ ـم را ببـــری!
اگـــر میـــدانستم ...
بعـــــد از تـــو ...
زنده گــــی کردن...
زنــــده ماندن...

چقـــــدر دل میـــخواهـــد ...


















فـقـط
تـویی که از
لـب مـن شعـر
میشوی...!!!
هـرکسـی لایق غـزل
عـاشقـانه نیسـت...!!!




















شب آغاز رفتنت شبی بود که برای همیشه در خود
شکستم شب بی رحم رفتنت شب بند بند گشتن رگ های حیاتم بود...
واسه جشن دلتنگی من رفتنت سرود رفتن نواخت و من...
دلیل غصه ی تو تنها وجود من بود و در لحظه ی جدایی
دیگر تنها کس من خدا...



















چه فرقی می کند
کجای دریای چشم هایت گم شده باشم ؟!
من به زودی
ساحل ارام قلبت را خواهم یافت !!!


















سـکـــــــه ی زنـدگـیم
شـیـــــــر نـدارد
امــــــــا
هـمـیـن خـطـی
کـه مـــــــرا بـه تــــــو
وصـــــــــــــــــل
نـگـه مـی دارد را
بسیـــــار دوســـــــت مـی دارمـــ ..



















آنقـدر نفس میکشم
تا تمـام شـود
همه آن هوایـی که سراغ تو را میگیـرد ... !

















من و تو
تهدیدی برای فضای سبز نبودیم !
خطری برای حیات وحش نداشتیم !
من و تو فقط
جوان بودیم و
ارزوهای کوچکی داشتیم !!!



















ان قدر از قهر واشتی هایت گفتم
که دیگر خودم هم خسته شدم !
بچه نیستی که دنبالت بیایم
این بار خودت برگرد !!!



















وقتی دلتنگت میشوم مانند تو اشک نمیریزم !
سرم را به دیوار می کوبم و زار و زار گریه میکنم !
همه به من میگویند دیوانه ام ،به خدا من تنها دیوانه تو هستم !

















بزرگتر که شدیم مدادهایمان هم تکامل یافتند
تبدیل به خودکارهایی بی رحم شدند
تا یادمان بدهند که هر اشتباهی پاک شدنی نیست!
اکنون اینجایم با پاک کنی یادگار از کودکی
میخواهم پاک کنم این مشق کهنه ی اشتباه را !
ولی نمیتوانیم


















نمیـدانـ ـد ...!
کـه قـهـقه مـیزنم ؛
تا صـدای عشـق بازی اش با دیگـری را نشـنوم ...!
هـی تـ ـو ... !
من ناراحـتـ ـم ؛
امـ ـا نه بـرای تو !
بـرای رویـ ـاهایـم که امشـب آن هـا را در گورستـان خوابـاندم....




















گاهـی دلــ♥ــت میخـواهـ ـد ؛
با صـدای بـلند بـگویــی : به ســـلآمـتی ِمــ ـرگ ...!
و سـر بکشــی جام ِ زنـ ـدگی را ...!


















امشـــب پــر از بــغضمــ ... از آنهــ ــایی که فـرو داده بـودمــشـان ... ای آسمــان باریــدن را تمـام کــن ...! بـگذار من بــه جای تو بگـــریمـ ؛ شـاید که ســبک شــوم و پــیش تو بـــیایمـــ ...















همیشه میخواستم بهت بگم
یکــ دوستـتـــ_دارمــ
حتــی ازنـوعــِـ شُـل و ولـشـــ
از جانبــِـ تــو
قـوامـ مـی بـخشـد
به وجودتـــ در دلـمــ
. . . . . .
کاشــ بـفهمـی!




















در تمام روزهای عاشقی که گذشت ،
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
همین و بس!
روزهای شیرین زندگی ام با تو
آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو
حرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا ندارد
تو همیشه وفادار بمان
و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد







نگاره: در تمام روزهای عاشقی که گذشت ، حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفتبا اینکه قلبم بارها شکستاما دلم باز هم به پای تو نشستبه هیچکسی دل نبستبا خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،همین و بس!روزهای شیرین زندگی ام با توآرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از توصداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از توحرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا نداردتو همیشه وفادار بمان و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد‏









پیچــــک احــــساس...
هــــمیشه هــــم شاعــــرانه و خــــیال انگیز نیــــست
گــــاهی می پیــــچید دور گــــلوی آدم
و خــــفه اش مــــی کنــــد...


















اون لحظه ای که گفتی ٫یکی بهتر از تو رو پیدا کردم ٫
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰تا بهتر از تو گفتم: من بهترینو دارم








نگاره: اون لحظه ای که گفتی ٫یکی بهتر از تو رو پیدا کردم ٫یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰تا بهتر از تو گفتم: من بهترینو دارم‏










تو که قرار نیست برگردی
پل های پشت سرت را خراب کن
مبادا وسوسه ام کنند
دنبالت بیایم............!
از من که گذشتی ولی به دیگری
موقتی بودنت را گوش زد کن تا


فکری به حال جای خالیت بکند.....!




نگاره: تو که قرار نیست برگردیپل های پشت سرت را خراب کنمبادا وسوسه ام کننددنبالت بیایم............! از من که گذشتی ولی به دیگریموقتی بودنت را گوش زد کن تافکری به حال جای خالیت بکند.....!‏









تقصیر من بود
که سراغ سایه را از خورشید می گرفتم
و سراغ تو را
از وسعت دور دریاها
سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم
که هرگز تو را
حتی به خواب عبور هم ندیده بودند
تقصیر من بود
که نامت را با عطر ستاره
بر بالش شب می نوشتم
تا آسمان خواب هایم
بوی تو را داشته باشند
تقصیر من بود
که برای آمدنت فال می گرفتم
نباید گره خیال را و خاطره را
از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردم
که رویای آفتابی تو
برای یک عمر عاشق ماندنم
کافی بود !!!








نگاره: تقصیر من بودکه سراغ سایه را از خورشید می گرفتمو سراغ تو رااز وسعت دور دریاهاسراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتمکه هرگز تو راحتی به خواب عبور هم ندیده بودندتقصیر من بودکه نامت را با عطر ستارهبر بالش شب می نوشتمتا آسمان خواب هایمبوی تو را داشته باشندتقصیر من بودکه برای آمدنت فال می گرفتمنباید گره خیال را و خاطره رااز حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردمکه رویای آفتابی توبرای یک عمر عاشق ماندنمکافی بود !!!‏









ادم غــــــرورش را خیلی زیاد ... شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد....
حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ،،، چه قدر دوســتت دارد ...!
این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد....!









شاد باشید