تقدیم به روح پاکش که دیگر در میان ما نیست" دفتر خاطرات من "
گاهی کلام در وصف واقیعت ما کم میاورد ؛
ناچار این سه … نقطه و دیگر هیچ …
ناچار این سه … نقطه و دیگر هیچ …

خاصیت دنیاست که در اوج داشتن و خوشبختی ، دلهره از دست دادن پررنگ تر است !

دنیا دو روزه ، هر دو روزشم تولدته !!!
روز اول میاى این دنیا ، روز دوم میرى اون دنیا …
تازه تو طول روز عاشق هم میشى !
روز اول عاشق بنده خدا ، روز دوم عاشق خود خدا …

همیشه با کسی درد دل کنید که دو چیز داشته باشد یکی “درد” دیگری “دل” !
غیر از این باشد می خندد به تو …

وقتی زیادی باشی آدما ترش می کنن ، حیف و میلت می کنن !
باید کم باشی تا مزه مزه ات کنن …
باید کم باشی تا مزه مزه ات کنن …

ما مردمانی هستیم که به راحتی به هم دروغ میگوییم ولی بزرگترین معیارمون برای دوستی صداقته …

کوچک بودیم تاب نداشتیم ؛
بزرگ که شدیم کوچکتر شدیم تا بی تاب تر شویم …

پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن …
یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه …
اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه ، شایدم معمولی اما روش نوشته “فروشی نیست” !
آدم باید از اون جنس باشه …

از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست !..
.
.
.
..
.
گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم ، شاید گنجشکان هضمشان کنند …

سبز …
زرد …
قرمز …
وسوسه شده ام کدام سیب را بردارم !
میوه فروش پوزخندی زد و گفت : “تردیـــــد نکـــــن …”
تمام سیب ها تو زردند !!!

بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام کرده پسرم !
.
.
.
.
.
.....
بامش که نه ، اما برفش از همه بیشتر است مرد کارتنِ خواب کنار خیابان …

نگران کفش های کهنه ام بودم ؛ یکی را دیدم پا نداشت !
..
.
.
.
.
به دنبال ویلچری هستم برای روزگار ، ظاهرا پایی برای راه آمدن با من ندارد …

همیشه سخت ترین جای کار اینه که تظاهر کنی هیچی نشده … !
.
.
.
.
.......
.
خوبی بعضی از روزها اینه که دیگه برنمیگردن !

هر غلطی رو انجام دادن اسمش پایه بودن نیست ، خریته …
.
.
.
.
..
..........
خودمان را پیدا کنیم ؛ نیمه ی گمشده مان پیشکش !

یه وقتایی حقیقت باید مثل پتک بخوره تو صورتت تا باورش کنی …
.
.
.
.
........
درد دارد وقتی نمی شود از خود به خود شکایت کرد …

حرفهای زیادی داری
سکوت علامت چیست
نمیدانم علامت رضایت است یا همان جواب ابلهان خاموشی است
معنی جدیدی به سکوت داده ای
سکوتت را میفهمم
یعنی انتظار
.
.
.
.
.
.
.........................
.
.
.
.
.
.
.
.
قــول بــده کــه خــواهــی آمــد
امــا هــرگــز نیــا!
اگــر بیــایــی
هــمه چیــز خــراب می شــود!
دیــگر نــمی تــوانــم
اینــگونــه بــا اشتــیاق
بــه دریــا و جــاده خیــره شــوم!
مــن خــو کــرده ام
بــه ایــن انتــظار،
بــه ایــن پــرســه زدن هــا
در اسکــله و ایستــگاه!
اگــر بیــایــی
مــن چشــم بــه راه چــه کســی بمــانــم؟
یادش گرامی و روحش شاد
دفتر خاطرات من
http://vidasher.blogfa.com/
مجید
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14:6 توسط M@jeeD
|
رمقی برای نوشتن ندارم